تبليغاتX
روزگار
روزگار
نوشته های یک روزنامه چی
جمعه بیست و سوم اسفند 1387
سلام و خداحافظ

آمدم بنویسم سلام و هم  بگویم خداحافظ بلاگفا. روزهای خوبی با هم داشتیم! به زودی و در سال ۸۸ با وبسایتم در خدمت دوستان هستم.از همه کسانی که در دو سال گذشته این وبلاگ و وبلاگ قبلی تر من را خواندند و نظر دادند٬ سپاسگذارم.

پ.ن:آدرس وب سایتم را به دلیل اینکه طراحی آن کامل نشده٬ اینجا نمی گذارم.به محض آماده شده و بالا آمدن سایت هم اینجا اعلام می کنم و هم به دوستانم با اس ام اس خبر می دهم.بازهم ممنون! 

+ نوشته شده در 14:45 توسط خاطره وطن خواه.
سه شنبه ششم اسفند 1387
اعتراض
 در اعتراض به عملکرد خودم در سه ماه گذشته تا اطلاع ثانوی اینجا نمی نویسم!  

 

            

+ نوشته شده در 0:17 توسط خاطره وطن خواه.
یکشنبه چهارم اسفند 1387
دوست

یکی از بهترین دوستانم را بعد از مدتها در فیس بوک پیدا کردم.باورش سخت است که به خاطر یک سوتفاهم دوستی قشنگ ما  ۷ سال تبدیل به کینه ونفرت شد.اگرچه از هفته گذشته به این طرف با هر شب  چت کردن و پرسیدن حال و احوال همدیگر تلاش می کنیم این اعتماد سلب شده را احیا کنیم اما پر کردن این فاصله زمانی بین ما کار سختی است.او ایران نیست و شایدبرای جبران این فاصله ها زمان زیادی را از دست داده باشیم٬با این حال من امیدوارم.خیلی امیدوار.چشم به آینده دوخته ام که روزی دوباره او بهترین دوست من شودو من بهترین دوست او.مثل گذشته.برای دیدنش هر شب چشم به صفحه یاهو مسنجر می دوزم که چراغش روشن شود٬ تا با هم به گفت و گو بنشینم.

پ.ن:این آرزو را برای دوست دیگری هم دارم...اگرچه او دیگر رفته است.اما کاش روزی این نوشته را بخواند که هرگز تصوری که درباره من داشت٬درست نبود.من تلاش کردم دوست او باشم نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم!

+ نوشته شده در 23:14 توسط خاطره وطن خواه.
Baznegar